اسفندیار رحیم مشایی: هدف ما از اين پس معرفي "مكتب ايران " است نه "مكتب اسلام "
اسفندیار رحیم مشایی یکی از زیرکترین سیاست مداران دولت محمود احمدی نژاد است. هر چند در اظهار نظرها ناپخته عمل می کند اما درک و فهم خوبی از شرایط جامعه دارد و با واقع بینی با مسائل روبرو می شود. نمونه اش بحث حجاب بود که حساسیت و واکنش جامعه را پیش بینی کرد و توانست محمود احمدی نژاد را با خود هم رأی کند.
واقعیت انکار ناپذیر این روزهای جامعه ایرانی بی علاقگی و تا حدودی نفرت مردم از روحانیت و به میزان کمتر رویگردان شدن از اسلام است. و چون معمولن تقاضای عوام برای دین (یا به تعبیری کالای دینی) آنهم در ایران زیاد است به این راحتی و زودی هم این تقاضا صفر نخواهد شد (چه جمعی و چه فردی) پس قشر دلسرد و رویگردان شده به دنبال جایگزین می گردد و اکثر به ارزش ها و باورهای زرتشت علاقه نشان می دهند.(چرایی، ریشه یابی و غلط بودن این گرایش را در پست های بعدی نشان خواهم داد) و آرام آرام "گفتار نیک- کردار نیک- پندار نیک" به ادبیات روزمره خیلی ها وارد شده و می شود. دلیل دیگر برای اثبات این ادعا مراجعه به اولویت های نام گذاری خانواده ها در سالهای اخیر است. هر چند هم چنان اسامی عربی هنوز در صدر هستند اما روند تغییرات به نحو معنا داری نشان از بی علاقی مردم به اسامی عربی است.(تحقیقات عباس عبدی را در این زمینه ببینید)
البته حاکمیت هم این موضوع را درک کرد و واکنش تخریبی نشان داد. با بررسی خطبه های نماز جمعه بخصوص در نیمه دوم سال گذشته تخریب و بدگویی از زرتشت و ایران باستان و خدمات فراوان اسلام به ایران، حجم زیادی در تبلیغات ائمه جمعه داشته است.
سیاستمدار زیرک کسی است که خواسته ها و علایق مردم را به خوبی درک کند و از آن در راه اهدافش که برای سیاستمدار قدرت است، استفاده کند. و انکار وضع موجود، خود فریبی است که کار سیاستمدار واقع بین نیست بلکه کار نیروهای کور ایدئولوژیک است.
احساس من این است که آقای رحیم مشایی و هم فکرانش بخوبی این واقعیت را درک کرده اند و با معرفی "مکتب ایران" و صحبت کردن از "آرش و رستم و اسفندیار" سعی بر این دارند تا با مردم همراهی و همفکری نشان دهند که خوب می دانند ایرانی جماعت به راحتی "عنان روزگار خود را به دست کسانی می سپارند که عنان احساسات آنها را بدست گیرند" (تعبیری زیبا از دکتر طبیبیان)
حال سوال این است که چگونه کسانی که تا دیروز سنگ "مکتب اسلام" را به سینه می زدند این روزها دم از "مکتب ایران" میزنند؟ آیا یکباره متحول شده اند؟
گفتم که این گروه را بعنوان سیاستمدارانی زیرک می شناسم و یک سیاستمدار هم معمولن نگاهی ابزاری دارد. یعنی هر چیز را وسیله ای میداند برای رسیدن به هدف که همان قدرت است.(از اینجاست که همراهی دین و سیاست مشکل ساز می شود) این گروه همانقدر به "مکتب ایران" اعتقاد دارد که به "مکتب اسلام" اعتقاد داشتند، یعنی در حد یک ابزار برای رسیدن به هدف. کافی است ابزارهای استفاده شده دیگر این گروه را طی این سالها مرور کنیم: رجایی، اصولگرایی، انجمن حجتیه(مصباح یزدی)، انجمن واعظان ولایی و ...... .
کافی است این گروه با حرفهای جدید پایگاهی در اذهان مردم پیدا کند تا بنشینند از ابزار تازه شان استفاده(سوءاستفاده؟) کنند تا روزی که اعتبارش تمام شود و نیاز به ابزاری تازه احساس شود.
اولین استفاده از "مکتب ایران" را هم در سخنان وزیر مسکن می توان مشاهده کرد که می فرمایند: آشپزخانه اپن با فرهنگ ایرانی سازگاری ندارد.
و آنچه در این میان نادیده گرفته می شود، انسان و آزادی است.