نه.نمیشود.نمی توانم.دستم را به دیوار میگیرم.به بالا نگاه می کنم.به پایین نگاه می کنم.گیج می شوم.گنگ می شوم.حتی نمی توانم بنویسم.نمی توانم بخوانم.باید دست دلم را بگیرم که پامال نشود.اما حیف٬ دست خودم به دیوار است.راه می روم.اما سلانه سلانه.نگاه می کنم. اما دزدانه٬ دزدانه.
حرف می زنم.اما با خودم.نه بلند بلند که فکر کنی دیوانه ام.نه.
نمی شود.نمی توانم.دستم را به دیوار میگیرم....