بالای کوه ایستاده ام، باد به موهایم حالت خوبی داده است، لباسهایم مانند پرچمی در باد شده اند و من میله پرچم. تمایل به سقوط در من بیشتر است تا افراشته شدن تا بالا رفتن. باید خودم را به دره بیفکنم.

دوست ندارم دیگر دست کسی را بگیرم و با خود بالا ببرم دوست دارم دست همه را بگیرم و با خودم به ته دره بیفکنم. نه به بالا آمدن امید دارم نه به اصلاح. آرزویی مرگ دست جمعی دارم برای همه مان که این مرگ تنها درمان این درد است، باور کن. بیایید همه با هم بیمریم.