فاصلهها (8-پایان)
فاصلهها تمام شد.
این مجموعه تلویزیونی یک سریال پهن بود که بر اساس همین "پهنا" سعی داشت مخاطب را مشغول و پیگیر نگه دارد. فاصلهها بر اساس یک داستان مشخص و محوری پیش نمیرفت بلکه براساس خردهماجراها و رابطههای سئوالبرانگیز میان آدمها پیش میرفت.
در فاصلهها، برخلاف روال معمول و البته منطقی سریالهای تلویزیونی به جای اینکه داستان براساس یک ماجرای مشخص پیش برود، همزمان چندین خردهداستان را ملاک قرار داده بود و جلو میرفت. یکی از اساسیترین ضعفهای فاصلهها، شخصیتپردازی آن بود. جای شگفتی بود که ورود شخصیتهای تازه (مثل کامرانی) به سریال، حتی در قسمتهای پایانی که زمان نتیجهگیری و جمعبندی بود نیز ادامه داشت.
اگر فاصلهها با زیرهشت که همزمان از دو کانال مختلف پخش میشد، مقایسه شود، پهن بودنِ فاصلهها بیشتر به چشم میآید. "زیر هشت" یک داستان داشت با معماهای مرسوم و تعدادی شخصیت مشخص که در همان قسمتهای اول سریال وارد ماجرا شدند. حال آنکه در فاصلهها، مدام اسمها، معماها و رابطهای تازه شکل میگرفت؛ با این هدف که رسیدن به نتیجه نهایی و حل شدن معماهای اصلی به تاخیر بیافتد و سریال طولانیتر شود.
در زیر مجموعه رابطههایی که فاصلهها را جلو میبردند، فهرست شده است. براساس هر رابطه، یک خردهماجرا شکل میگرفت و امکان کش دادنِ فاصلهها فراهم میشد؛رابطه ساسان و شیدارابطه ساسان و بیتارابطه سعید و شهره (خواهر شیدا)رابطه سعید و بیتارابطه قدیمی حاج محسن و لیلا خانم که ناکام مانده بودرابطه جدید حاج محسن و لیلا خانم که منجر به تجدید فراش شدرابطه لیلا خانم و صبا (دخترش)رابطه صبا و مهرانرابطه مهران و فرهادرابطه فرهاد و حاج محسن که به طرز ناشیانهای پردهبرداری از آن کش داده میشدرابطه بیتا و نغمه (دخترخالهاش)رابطه بیتا و پدرشرابطه نغمه و پدرشرابطه بیتا و بهروز (برادرش)رابطه بیتا و آقای کامرانیرابطه ساسان و فرهادرابطه فرهاد و امینیرابطه فرهاد و شهید حسین صبوریرابطه ریحانه و علی صبوریرابطه نیما و زهرهبه لیست این رابطهها، ماجراهایی که در داستان چپانده شده بود تا فاصلهها طولانیتر شود را نیز اضافه کنید؛ماجرای پیدا کردن صبا و هستیماجرای معامله زمین لیلا خانم و اختلاف با فرهادماجرای خواننده شدن داورماجرای نزولخواری به نام آقا داوودماجرای دعوای وحید و اخراجش از مدرسهماجرای مغارههای ساسان و سعید و نیما
اگر اکنون که فاصلهها تمام شده، نگاهی از بیرون به کلیت ماجرا بیاندازیم، میبینیم داستان اصلی به هیچ وجه کشش حدود 50 قسمت را نداشته است و این رابطهها و خردهماجراها بودند که مخاطب را بیآنکه متوجه شود، این همه شب به دنبال خود کشاند. شاید بهتر بود نام این مجموعه تلویزیونی به جای فاصلهها، رابطهها بود!
به نظرمیرسد تعداد شخصیتهایی که در فاصلهها، خلق شدند و وقت سریال را اشغال کردند، کمتر از شخصیتهای سریالهای بلندی همچون سالهای دور از خانه (اوشین) و جومونگ نباشد.
* * *
تکراریترین صحنههای فاصلهها، که بارها و به بهانههای مختلف نمایش داده شد، این صحنهها بودند:عصبانیت و دعوادروغگوییکلاهبرداریفالگوش ایستادنراز نگهنداریحقهبازی
سئوال اینجاست که یک مجموعه تلویزیونیِ که قرار است هر شب از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برای خانوادهها پخش شود، چگونه میتواند این همه رفتار و برخورد خلاف عرف و قانون را نمایش دهد؟
فاصلهها (1) را اینجا بخوانیدفاصلهها (2) را اینجا بخوانیدفاصلهها (٣) را اینجا بخوانیدفاصلهها (۴) را اینجا بخوانیدفاصلهها (۵) را اینجا بخوانیدفاصله ها (6) را اینجا بخوانیدفاصله ها (7) را اینجا بخوانیدفاصله ها (8) را اینجا بخوانید