/**/

/*>*/

بخشی از حقیقت را بگو

در این
ستون، هفته­ها پیش درباره­ی کم بودن سن هنری هنرمندان ایرانی گفتیم. اینکه
هنرمندان ما به­ویژه در سینما بعد از عبور از سنی و پای گذاشتن در سنین
کهنسالی در سایه قرار می­گیرند و خانه­نشین می­شوند. با تماشای
روح­
نگار
(The
Ghost Writer)
بازهم می­بینیم که چگونه هنرمندی چون پولانسکی همچنان جوان است. فکر و روح
و اندیشه­اش امروزی است. پایان­بندی فیلم یکی از خلاقانه‌ترین و زیباترین
فاینال سکانس‌ها در میان ساخته­های سینمایی در سال­های اخیر است. یک قاب
ثابت از خیابان و نمایش سرنوشت قهرمان قصه در فرمی که هم بدیع است و هم
انتزاعی. این سکانس نشان می‌دهد که پولانسکی هنوز هم تازه است و جوان و
سرشار از نبوغ.

با

روح­
نگار
نکته­­های دیگری هم آشکار می­شود. اینکه هنوز عمر تریلرهای سیاسی (که اوج
این ژانر در دهه­ی 70 میلادی در هالیوود بود) سرنیامده و امروز هم می­توان
فیلم سیاسی تماشایی ساخت. فیلم ارجاعات آشکاری به سیاست دارد؛ چه در نقد
سیاست­های جنگ­افروزانه و قدرت­طلبانه­ی انگلستان به­عنوان مهم­ترین متحد
آمریکا در حمله به عراق و چه در نشانه­هایی که فیلم­ساز در نهاد شخصیت ادم
لانگ (با بازی پیرس برازنان) قرار می­دهد تا به تونی بلر نخست­وزیر پیشین
انگلستان نزدیکش کند.
اما با تماشای این فیلم به این نکته هم پی می­یریم که
چرا در سینمای وطنی­مان فیلمی در این ژانر دیده نمی­شود و اگر هم ساخته شده
باشد تعدادشان انگشت­شمار است. شاید مهم­ترین دلیل رویگردانی از سینمای
سیاسی، ممیزی و نگرانی و ترس فیلم­سازان و تهیه­کنندگان از عدم پرداختن به
این ژانر باشد. در سینمای ایران فیلم­های اجتماعی ساخته شده که با مضمون
افشاگرانه­ی خود، به سیاست مربوط می­شوند اما با تعریفی که از ژانر سیاسی
وجود دارد، این­گونه فیلم­ها، فیلم­های سیاسی محسوب نمی­شوند. سینمای سیاسی
یک ژانر است. در تاریخ سینما در این ژانر به صدها فیلم برمی­خوریم. موضوع و
مضمون این فیلم­ها سیاست و سیاستمداران هستند. از فیلم­های برجسته­ی
این­گونه فیلم­ها می­توان به آثار کوستاو گاوراس فیلمساز فیلم­های

Z
و
کودتا
یا بعضی فیلم­های فرانچسکو رزی مثل
جسدهای
عالی مقام
اشاره کرد.

در
سال­های اخیر در امریکا، ساخت و نمایش فیلم­ها و سریال­هایی که مضامین
سیاسی دارند، رشد روزافزونی داشته. برخی از این­گونه فیلم­ها، آثار جدی
نیستند و به فراموشی سپرده می­شوند. اما برخی مورد توجه قرار می­گیرند.
به­طور معمول رسانه­های رسمی به­ویژه صداوسیما، فیلم­های سیاسی هالیوود را
فاقد ارزش و مدعی هستند که سازندگان این سریال­ها و فیلم­ها، مقاصدی شوم
دارند. اما آیا تمامی این آثار این­گونه­اند؟ در پشت هر ساخته­ی سینمایی
هدفی وجود دارد. اما نکته­ی مهم چگونه بیان کردن آن است. سریال
24
سریالی است تمام سیاسی. نشان می­دهد که چگونه کشوری مانند امریکا مورد هدف
تروریست­ها است. اما در همین سریال نشان داده می­شود که برخی از حملات
تروریستی و جریان­های تندرو که قصدشان حمله به این کشور است، از داخل و
مورد حمایت برخی سیاست­مدارن کاخ­سفید هستند. این­گونه فیلم­ها و سریال­ها،
مخاطب را قانع می­کنند. اقناع­سازی مخاطب، از جایی آغاز می­شود که این
آثار، شاید تمام حقیقت را بیان نکنند، اما بخشی از آن را نمایش می­دهند.
برخی از فصل­های
24
بیشتر شبیه خودزنی می­ماند. نمایش سیاست­های اشتباه سیاست­مداران امریکایی
که برخی مواقع به کشتن شهروندان نیز می­انجامد، برای قانع کردن و پس نزدن
آن از سوی بیننده است. در ماه­های اخیر پس از آنکه مسئولان سینمایی وزارت
ارشاد، ساخت آثار سیاسی را بلااشکال و مورد حمایت خود خواندند، شنیده شد که
قرار است چند فیلم سینمایی درباره­ی حوادث پس از انتخابات ساخته شود. از
همین اکنون امیدوارم که این فیلم­ها، اگر تمام حقیقت را نگویند، دست­کم
بخشی از آن را نمایش دهند.

--- 

*منتشر در
روزنامه شرق، صفحه آخر {چهارشنبه
3
شهریورماه}