معرفی کتاب | پَرسه ها و پرسش ها
پرسه
زدن
با
آقای
روشنفکر
پَرسهها
و پرسشها
مجموعه
مقالات
داریوش آشوری
چاپ یکم /
1389
انتشارات آگه
7800 تومان
در مواجه
با کتابهایی که عنوان فرعی مجموعه مقالات را به همراه دارند، چه برخوردی
میتوان داشت. کتابی در نیمه دوم سال گذشته منتشر شد که همین دو کلمه بر
روی جلدش نقش بسته بود. این کتاب دویست صفحهای، بیش از پانزده مقاله داشت،
که از چاپشان در نشریههای مختلف کمتر از سه سال نمیگذشت. نویسنده
مقالاتش را گردآوری و دوباره منتشر کرده بود. آیا این نوع آثار را میتوان
«کتاب» به معنای واقعیاش نامید. آیا چاپ چنین آثاری، کتابسازی نیست. در
حالی که میتوان مقالههای چنین کتابهایی را بهراحتی و پس از جستوجویی
ساده، منبع اصلیشان را یافت، بازنشر آنها چه سود و فایدهای دارد. این
موارد گفته شد تا به کتابی برسیم که به تازگی نشر آگه آن را منتشر کرده و
عنوان مجموعه مقالات را نیز دارد؛ «پَرسهها و پرسشها» مجموعه مقالات
داریوش آشوری. خود این کتاب میتواند مقیاس مناسبی باشد تا آثاری که با
عنوان مجموعه مقالات منتشر میشود را با آن سنجید و قضاوت کرد؛ که کدام اثر
در این فرم، کتابسازی و تنها سودش گولزدن مخاطب است و کدام کتاب چیزی بیش
از کنار هم قرار دادن چند یادداشت و نوشته است. «پَرسهها و پرسشها»
مقالاتی (بیست و نه مقاله) است که به سه بخش کلی تقسیم شده است؛ بخش یکم با
نام چهرهها، دوم با نام گشت و گذار و بخش آخر با عنوان نقد و نظر. بیشتر
این مقالات در حقیقت نشر دوباره شدهاند. البته با ویرایش مجدد آشوری. اما
نکته همین جاست. گفتیم که در برخی از همین کتابهای موسوم به مجموعه
مقالات، نویسنده نوشتههایی را در کتابش انتخاب میکند که از چاپش در
نشریهها دو سه سالی بیشتر نمیگذرد. اما در «پَرسهها و پرسشها» آشوری،
مقالههایی را دستچین کرده که چاپ ابتدایی برخی از آنها به دهه 40 شمسی
برمیگردد. مشخص است که یافتن مقاله آشوری در نشریهای که پنجاه سال پیش
منتشر شده، چه اندازه دشوار و سخت است. بهترین نمونه آن مقاله
«ویتگنشتاین، شوریدهسر منطقی» است. این مقاله برای نخستینبار در مجلهی
رودکی سال 1348 چاپ و اکنون پس از گذشت 41 سال بار دیگر منتشر شدهاند.
گفته شد مقالهها به سه بخش تقسیم شدهاند. نکته مهم در این کتاب، وحدت
لحن، و نیز شیوه نگارش یکسان تمام مقالهها است. همه مقالات، چه آنجایی که
آشوری از جلال آلاحمد میگوید و چه در مقالهای که او از رصدخانهای در
ایالت پرووانس فرانسه مینویسد، گرما و شیوایی قلمی را میبینیم که پیش از
این در آثار نویسندهاش دیده بودیم. به شیوه نگارش یکسان اشاره شد. همین
ویژگی کتاب باز میتواند، مولفهای باشد که چنین مجموعه مقالاتی را با آثار
جعلی شناخت. مقالهها همانگونه که در سی چهل سال پیش نوشته و چاپ شده
بودند، بهدست ناشر سپرده نشدهاند. خواننده با خواندن مقالهها میتواند
ویرایش مجدد را بهوضوح در سطرهای کتاب ببیند.
آشوری
در بخش یکم،
تصویرهایی
جذاب از برخی چهرههای بزرگ سیاسی و فرهنگی ایران از جمله خلیل ملکی، جلال
آلاحمد، غلامحسین ساعدی و احمد فردید بهدست میدهد. بیگمان مقاله «با
ساعدی و بی او» از جمله خواندنیترین و البته تلخترین نوشتههای آشوری در
این کتاب است. در این نوشته، آشوری از دیدار خود با ساعدی یک سال قبل از
مرگاش، میگوید. نوشتهای که با زبانی پیراسته، زنده و روان و با ترکیبها
و واژههایی که نویسنده میآورد، هم تصویری شفاف از ساعدی قریب در غربت را
نشان میدهد و هم با بازگشت به گذشته و بازگویی خاطراتی که او با ساعدی
داشته، احوال زمانه دهه 40 و اواسط آن دهه را پیش چشمان بیننده میگذارد.
در مقالههای این بخش از کتاب، به غیر از دو نوشته یکی «مارتین هایدگر» و
دیگری «ویتگنشتاین، شوریدهسر منطقی» که به آرا و اندیشههای این دو متفکر
پرداخته میشود، خواننده مقالههایی را میخواند، که در قسمتهایی از آنها،
نویسنده به خاطرهنویسی نیز نزدیک شده است؛ بهویِژه در مقالههایی که
آشوری، به خلیل ملکی، ساعدی و آلاحمد میپردازد. اگرچه هر دو مقالهای که
بهصورت موجز به بررسی اندیشههای ویتگنشتاین و هایدگر اختصاص دارد بیش از
چهل سال از نخستین انتشارشان در مجله «رودکی» میگذرد و در تمام این سالها
آثار این دو و نیز کتابهای شارحان و درباره آنها به فارسی ترجمه و منتشر
شده است، اما همچنان این دو مقاله دارای نکاتی است که برای علاقهمندان به
این دو متفکر و فلسفه خواندنی و جذاب مینماید. همچنان که از عنوان بخش دوم
کتاب «پَرسهها و پرسشها»؛ گشت و گذار مشخص است، مقالههایی این بخش نه
مانند بخش اول که ویژگی مشخص -همه آنها درباره شخصیتهای معاصر فرهنگی،
سیاسی، ادبی و فلسفی ایران و جهان نوشته شده بودند- بلکه موضوعات مختلفی را
در بر میگیرد؛ از مقالهای درباره هنرهای نمایشی گرفته تا نوشتههایی
درباره حافظ و زبان و معنای گفتمان و البته نوشتهای درباره روشنفکر و
روشنفکر ایرانی و جریان آن در ایران. در مقاله «تراژدی روشنفکری ما» آشوری
در پی پاسخ به این پرسش بنیادین و البته تاریخی روشنفکری چیست و روشنفکر
کیست، است. او در این مسیر، بحثاش را ابتدا از خود واژه روشنفکر آغاز
میکند. اینکه از چه زمانی این واژه به ایران وارد و باب شد. آشوری
بنیادیترین ایدهی روشنفکری را چنین میداند: « بنیادیترین ایدهی
روشنفکری همان است که خواجه حافظ ما گفت: «عالمی از نو بباید ساخت وز نو
آدمی!». یعنی، عالم و آدمی که تاکنون بوده عالمی و آدمی ناکامل بوده است،
ناعادل، نااخلاقی. میباید جهانی «انسانی» بنا کرد، جهانی با ریشهایترین
مفهوم عدالت و اخلاق، جهانی رها از جهل، بنا شده بر بنیاد «علم».» (صفحه
233) به باور آشوری «روشنفکری ما را -همچون تمامی روشنفکریهای جهان
«پیرامونی»- میباید پدیدهای شناخت که زیر فشار نیروی شگرف و جهانگیر
مدرنیت اروپایی پدید آمده و شکل گرفته است.» (صفحه 242) او در میان
روشنفکران ایرانی که درواقع به توصیف خود او «پیشتازان و مشعلداران اندیشه
و بشارتگران جهان مدرن» بودهاند تنها از یک نفر نام میبرد که توانسته
-آنچنان که آشوری وصف میکند- «با حساسیت و هوشمندی شگرف هنرمندانه معنای
درد و رنج این دگردیسی تاریخی و پوست انداختن فرهنگی را فهمیده» و آن صادق
هدایت است. اما یکی از مقالههای بخش دوم، که دیدن عنوانش تعجب مخاطب را
برمیانگیزاند «انسان و انس» است. مقالهای در زیر تیتر اصلیاش چنین آمده:
«رضا مارمولک و حکمت شاعرانهی آنتوان دو سنت اگزوپری». در این مقاله آشوری
با ستایش از فیلم «مارمولک» به نکتههایی اشاره دارد که این فیلم را به
«تکهای از قصهی شاعرانهی زیبای» و «شازده کوچولو» نوشته اگزوپری درهم
میآمیزد. و جالب اینجاست که آشوری در همین نوشته بسیار کوتاه که برای
نخستینبار در این کتاب آمده، بخشی از دغدغهاش یعنی بحث «زبان» را پی
میگیرد. او در قسمتی از مقالهاش به پاسخ روباه به شازده کوچولو اشاره
میکند. آنجایی که روباه در پاسخ به این سوال شازده کوچولو، اهلی کردن یعنی
چه؟ میگوید یعنی ایجاد علاقه کردن. آشوری با رجوع به متن اصلی داستان
-زبان فرانسه- ترجمه دقیقتری از معنی اهلی کردن بهدست میدهد: اهلی کردن
یعنی «رابطه برقرار کردن.» این جمله درواقع نقطه عطفی است که نویسنده، به
وسیله آن به تفسیر رابطه و اهمیت آن در نظام اجتماعی میپردازد. او با شرح
تکهای از داستان «شازده کوچولو» و نیز فیلم «مارمولک» به بررسی رابطههای
اجتماعی میپردازد که دروغ و راست در آن، چون کلاف درهم تنیده شدهاند. اما
بخش سوم «پَرسهها و پرسشها»؛ نقد و نظر نام دارد که مقالاتی را شامل
میشود که در بیشتر آنها آشوری به نقد کتاب پرداخته است. نقد کتابهایی چون
«فرهنگ معاصر هزاره»، «فرهنگ بزرگ سخن»، «بوف کور»، «تجدد بومی و بازاندیشی
تاریخ» و «حافظ به روایت کیارستمی». در این میان شاید همین نقد کتاب «حافظ
به روایت کیارستمی» بیش از سایر نقدها خواندنی و نکتههایی را برای خواننده
بههمراه دارد. آشوری در آخرین سطور نقد خود، به جمله آغازین کیارستمی در
کتابش آنجا که او از مدرن بودن مطلق سخن گفته بود، اشاره و مینویسد: «این
«حافظ، به روایت کیارستمی» که بناست «مطلقا مدرن» باشد، کم و بیش نمونهای
ست از فهم رایج در میان ما از «مدرنیت»، که هر بر هم زدن نظمی یا هر
شلوغکاریای را کار نوآورانهای و آفرینش هنرمندانهای گمان میکند.»
(صفحه 380) بهراستی که «پَرسهها و پرسشها» همانگونه که داریوش آشوری
خود در دیباچه کتابش آورده، حاصل دورانی چهل ساله از کار و کوشش قلمی اوست.
مقالههایی که با گذر از تاریخ بوی کهنگی نگرفتهاند و هنوز تازه و باطراوت
و پر از نکتههای نغز جلوه میکنند. همین بس که حتی نوشتهای سه صفحه با
عنوان «داستان تنوین» با قلم نویسندهاش، اگرچه بحثی تخصصی در نگارش
فارسینویسی است اما با قلم آشوری، تبدیل به «داستان» میشود و خواندنی.
---
* منتشر در
کتابنامه (ضمیمه نقد و بررسی کتابِ
ماهنامه مهرنامه)، سال اول، شماره 4،
مرداد 89، صفحه 15.