شوونیسم ایرانی و پناهندگان افغانی
مرد، با دوچرخه­ای که در دست داشت، وسط خیابان ایستاده بود و داد می­زد: «ما ایرانیها رگ غیرت نداریم. اگه داشتیم که اجازه نمی­دادیم شما افغانیهای کثیف اینجا بمونید. تقصیر خودمونه که غیرت نداریم». و هر از چند گاهی وسط حرفهایش، رو می­کرد به چند کارگر جوان افغانی که آنسوتر سرشان را پایین انداخته بودند، و دشنام­شان می­داد: «کثافتها! آشغالها! ...). مردم هم در پیاده­رو ایستاده و تماشا می­کردند. نفهمیدم برای چه آنها را به باد دشنام گرفته بود؛ اما...