24 و سری دوزی در تلوزیون وطنی
تماشای سریال
24
را خیلی دیر آغاز کردم. اصلا سریال دیدن، آن هم اینگونهاش را دیر و به
سختی پذیرفتم. هر زمان که بحثاش پیش میآمد چندان باب میلم نبود که پای
دیدن سریال بنشینم. ولی خب اکنون باید اعتراف کنم که اشتباه میکردم.
24
نه تنها از یک فیلم سینمایی کم ندارد بلکه در برخی از ایپیزودهای یک
ساعتهاش آنقدر ایده، دیالوگ و مولفههای فنی بینظیر وجود دارد که
نمونهاش را در فیلمهای سینمایی ندیده و یا کم دیدهایم. اینکه چگونه
میتوان چنین سریالی ساخت، که پخشاش هفتگی و آنهم در مدیوم تلوزیون، بحثی
طولانی است. جذابیت؛ و این شاید نکته مهم و اساسیترین ویژگی چنین سریالی
باشد. جذابیت سریال 24 را هم میتوان در مضمون اثر دید و هم در فرم. این
جذابیت از همان ایده اولیه آن، یعنی هر قسمت و ماجرای آن در یک زمان واقعی
(real
time)
رخ میدهد، مشخص است. ریتم تند وقایع، پاساژها و داستانهای فرعی که
نویسندگاناش برای هر قسمت نوشتهاند، گرههایی که ایجاد میشود و ... تا
اپیزود آخر هر سیزن، که گرهگشایی داستان است و درواقع آخرین ساعت از یک
روز کامل (24 ساعت) است، همه و همه سریالی را پیش چشمان بیننده میگذارد،
که نشان از نوع دیگری از سریالسازی میدهد و البته برای تماشاگر ایرانی
کمی عجیب، هیجانآور و نامعقول است. در حالیکه فیلمسازانمان وقتی
فیلمنامهشان در ارشاد گیر میکند و یا بیپول میشوند و ... سراغ
تلویزیون میآیند و طرحی مینویسند و مدیران تلویزیون هم از اینکه چهره
سینمایی میخواهد آنتن را پر کند سرذوق میآیند و با سر اجازه ساخت سریال
را میدهند. سریال
24
اما نشان میدهد که سریالسازی آنهم در این عصر و زمان، اندکی بیش از
گذشته! احتیاج به وقت و زمان گذاشتن و دقت دارد؛ از نوشتن طرح تا فیلمنامه
و فعالیتهای کارگردانی. اینکه سریال هم میتواند به همان اندازه که فیلم
سینمایی مهم و تاثیرگذار است، ارزشمند و ماندگار باشد. سریالسازی میتواند
خود حوزهای مجزا و تخصصی در مدیومی دیگر باشد. و اینکه با دیدن این سریال
میآموزیم که چقدر از جریان سریالسازی جهان (مانند دیگر شئون زندگی)
بهدور افتادهایم. در عمر دراز تلوزیون وطنی، چند سریال را میتوان نام
برد که ماندگار ماندهاند که هنوز ذهن آنها را میتواند به یاد آورد.
داییجان ناپلئون،
سربداران،
افسانه سلطان و شبان،
هزاردستان،
روزی روزگاری،
کوچک جنگلی،
قصههای مجید،
رعنا،
امام علی (ع)،
هزاران چشم،
اولین شب آرامش،
روزگار
قریب،
بیگناهان،
... به یقین اگر چند سریال دیگر هم به این لیست اضافه شود، تعدادشان در
مقایسه با عمر تلوزیون و نیز با بودجه و پولی که به این سازمان سرازیر
میشود، چندان نیست. در باقی سریالهایی که بر روی آنتن شبکههای تلوزیون
میآیند و میروند، نمیتوان توصیفی به غیر از مقداری تصاویر «درپیت»
(بهمعنای واقعی این کلمه) که در پایینترین حد از سلیقه کنار هم قرار
گرفتهاند، پیدا کرد. سریدوزی یا همان جریان سریالسازی که در این شبکهها
جاری است، آنچه به مخاطبین میافزاید، «هیچ» است و تنها ویژگی همگانی
آنها، پایین آوردن شماره چشم و سطح سلیقه مخاطبین است.