سوگنامه ای درمظلومیت زهرا (س)
اندرونم لرزداردازتب سوزان من
می چکدآب زلالی از دل گریان من
ازکدامین رنج گویم ازفدک یا سیل غم
آتشین دربی که سوزد سینه ایمان من
ازجفای قوم گویم یا فساد زودرس
یاحدیث عترتی گوید دل نالان من
امتی را یاد ارم کزسیه روزی خود
سیل بردخت پیمبرزد زجاه ونان من
یا بگویم ازعلی وگریه های زینبش
دفن پنهانی نموده مادر خوبان من
ازفراموشی حج آخر و روزغدیر
یابسوزد ازغدیر کربلا چشمان من
ذوالفقار حیدری یادارم از ظلم بدان
سالهای سال درعزلت بماند جان من
ازامام دومی گویم که باصلح خودش
بازگوید ازریا واز دغل یاران من
رنج زهرا با دل بشکسته ترسیمش کنم
یا زتنهائی حیدر برکشد افغا ن من
هرچه گفتم نقص گفتم دردزهرا بی مثال
آسمان هم بازگویدگریه کن باران من
فاتحی را عشق زهرا چاره سازدردها
تاابد حب علی وفاطمه پیمان من