ضرورتهای تحول بنیادی در آموزش وپرورش
باعنایت به نامگذاری امسال به عنوان تلاش وهمت مضاعف ازسوی رهبر انقلاب وعطف به عنایات مقام معظم رهبری بر ضرورت تحول بنیادی در آموزش وپرورش اخیرا" وزیر محترم آموزش وپرورش برادر حاجی بابایی در اظهارتی از ضرورت تحول بنیادی در آموزش وپرورش سخن گفتند ودراین راستا برسامان دهی وضعیت معیشتی معلمان تحت عنوان بیمه طلایی وبرخی تحولات عملی تاکید ورزیدند وهمچنین اززمان شروع مدیریت خود تلاش نموده اند تا حد امکان معوقه ها وطلبهای همکاران فرهنگی را پرداخت نمایند که درجای خود ارزش قدردانی وسپاس دارد وانصافا" با رویکرد بدیعی که درپیش گرفته اند وازطرفی تجربه وسیع کاری ایشان امیدواریها را در ایجاد عملی تحولی جدی در آموزش وپرورش بالا برده است.
باعنایت به اینکه هرگونه تحول بنیادی در آموزش وپرورش تبعات اجباری بر نهادها وارگانها وآحاد جامعه دارد فلذا برخود فرض دانستم به عنوان یک فرهنگی که ازنزدیک با معایب وکاستیهای این مجموعه آشنایی دارم نظر خودرا درمورد اولویت آسیبها وبه تبع اولویت ضرورتها بیان نمایم باشد که مورد عنایت وزیر محترم پرتلاش قرارگیرد:
به طور کلی مشکلات کلان آموزش وپرورش ما از دو عامل اساسی نشات می گیرد:
یکی مشکلات مرتبط با عوامل انسانی این وزارت ودیگری آسیبهای نشات گرفته از کمبود امکانات مادی ومعنوی که بایستی تامین شود.
درابطه با عوامل انسانی مهمترین معضل موجود رویکردهای مدیریتی غیر تخصصی – وجود عناصر ناتوان وفاقد ابتکار در کارشناسیها – فضایی باندگرایانه در اعطای مدیریتها ووجود همکارانی فاقد تجربه وتخصص در مورد سمت جاریشان می باشد.
مهمترین ضرورت برای تحول بنیادی وجود مدیرانی شایسته از بالا به پایین در همه فرایندهای تصمیم گیری می باشد مدیرانی که رویکرد مشارکتی توام با تعامل انسامدارانه داشته باشند وبراساس ملاکهای عینی شایسته سالاری انتخاب شوند ودراین راستا اولین ملاک عینی تستهای سلامت روانی می باشد
تامدیر شایسته ما با نگاه مثبت وسالمی مجموعه را راهنمایی نماید ومتاسفانه درشرایط موجود ملاک انتخاب مدیران یا سفارش بالا دستیها ویا تعاملهای باندگرایانه بوده است وبواسطه همین مدیران نالایق متاسفانه هم آمار افت تحصیلی وهم مشکلات رفتاری زیاد بوده است طوریکه افت تحصیلی یک پدیده فاحشی در آموزش وپرورش نظام جدید ما بوده است ویکی ازعلل مهم این مسئله دخالت نمایندگان محترم استانها درانتخاب مدیران کل وارشد سازمانی تحت نفوذ خود می باشد درحالیکه آموزش وپرورش وزارتی باندگرا نمی تواند باشد ونباید باشد چراکه مسقیم با آینده سازان این مرز وبوم ارتباط دارد وهیچ نظامی شایسته نیست منافع درازمدت ارزشی وفرهنگی خودرا فدای تعاملات جناحی نماید.
دومین ضرورت لازم در تحول بنیادین در آموزش وپرورش تغییرات ساختاری درنوع نظام آموزشی موجود وکتب تحصیلی موجود می باشد .
نظام جدید آموزشی ما که حاصل اقتباسهای غیربومی از برخی ممالک توسعه یافته می باشد با فرهنگ وآداب ورسوم دانش آموزان و معلمان ما سنخیت مطلوبی ندارد ودانش آموز محوری موجود درنظام اقتباسی به علت عدم بسترسازیهای فرهنگی ومعرفتی عملا" اسباب تخطی وعدم تمکین قوانین آموزشی را بوجود آوره است وازطرفی سطحی گرایی در تنظیم کتب درسی وانعطاف پذیری مطلق نظام آموزشی به تن پروریها وتنبلیها دامن زده است .
بنابراین تحول بنیادی در آموزش وپرورش به دو پیش شرط اجباری نیازمنداست یکی دقت وحوصله درتنظیم ملاکهای عینی فراگیر برای انتخاب مدیران شایسته می باشد که این تحول فرصتها را غنیمت خواهد شمرد وبجای تخریب زیر مجموعه ودانش آموزان به تعالی سلامت روانی ومعرفتی منجر خواهدشد وازطرفی بسترهای مشارکت افراد خلاق را فراهم خواهد نمود ودیگرضرورت مهم بازنگری اساسی در معایب نظام آموزشی جدید دردانش محوری مطلق وانعطاف پذیری بیش ازحد آن که انگیزه ها را تباه می سازد خواهدبود ضمن اینکه بایستی ترتیباتی داده شود که دست معلمان در تربیت تحصیلی ومعرفتی دانش آموزان بازترشود واین طور نشود فقط مشاوران ودبیران پرورشی دراین مورد دخیل شوند بلکه ازباورمن مسئول اصلی هرکلاسی هم ازبعد معرفتی وهم تحصیلی خود معلمان باید باشد وما می توانیم به طریق ارج گذاریهای عینی وتشویقهای موقعیتی انگیزه های چنین کارکردهایی را فراهم آوریم.
مطلب مهم دیگر اینکه فرایند فعالیت پرورشی ومشاوره درمدارس باید به طریق علمی وتحت ضوابط ملاکهای عینی احیا شود ومربیان پرورشی ما با واگذاری مراسمات تشریفی به خوددانش آموزان ومعاونین محترم آموزشی خودرا برای تعامل عمیق بادانش آموزان آماده نمایند وازرویکرد پند واندرز وتهدید که فرایندی ریاکارانه وغیر علمی وعملی می باشد به تعاملات روانشناختی بدون قید وشرط روی آورند طوریکه دانش آموز ترسی ازبیان مشکلات ولو اخلاقی خود نداشته باشد وازنگاه من به صورت ادواری هم باید صلاحیت علمی وهم صلاحیت تقوایی همکاران مدیر –معاونین آموزشی وپرورشی ومشاورین موردارزیابی قرارگیرد واگر همکاری نتوانست به ملاکهای عینی وارزشی لازم پای بند شود ازسمتهای آموزشی به مشاغلی غیر حساس هدایت شوند.