ترجمه : حبيب­الله بخشوده
اشاره:
نصرت­الله مسعودی سه روز مانده به کودتای سال 32 درشهر خرم­آباد متولد شده­است. اولین سروده­ی به چاپ­رسیده­ی او این دوبیتی است : « شب وُ روزُم غمی بردل زنه چنگ / همی نالُم ازاین چرخ بد آهنگ/نمیاد اشکم از دیده خدایا / گمونُم اشک هم داره سر جنگ/ که درسن پانزده – شانزده سالگی در مجله­ی جوانان به چاپ رسید. بعد از این، او به شکل پراکنده شعرهایی را دربرخی نشریات به چاپ رساند. کسانی که به شکل حرفه­اي خواننده­ی شعراند، به احتمال زیاد با کارهای اودر نشریات ادبی آشنایی دارند. ازمسعودی در سایت­های معتبر ادبی تا کنون بیش از نود شعر، و هم­چنین تعدادی نقد و مقاله منتشر شده­است. اولین کتاب او «به لهجه­ی برگ به بام آبان» کتاب برگزیده­ی « پکا » (اتحادیه­ي پخش کتاب ایران) درسال 77 بود. کتاب دوم و سوم او « کی برمی­گردی پارمیدا » و کتاب « شمایل­گردان» در جشنواره­های منطقه­اي و سراسری کتاب­های برگزیده­ی جشنواره­ي "ایوار" بودند. بجز کتاب­هایی که ذکرشان رفت، از این شاعر، که بازیگر و کارگردان تئاتر هم هست و گاه در فیلم­های سینمایی و تلویزیونی در گوشه و کنار کادری پیدایش می­شود، کتاب­های:« بوی دست حوّا »، « چقدر شبیه هم­اند این دوستت دارم­ها »­، « وما هم­چنان ترانه خواندیم» ( این کتاب گزینه­اي است از کارهای مسعودی ونسرین جافری)، و نیز دو نمایشنامه با نام­های: « صدای سیمره » و « وقتی که گیاه­ها گریه می­کنند » به چاپ رسیده است.