یکی از محاسن وضرورت وجودرسانه ها دردنیای امروز تاثیر مثبت وغیر قابل انکار آنها درجلوگیری از یک قطبی شدن جوامع می باشد  که دراین صورت هم بسترهای بلوغ فکری درجوامع ایجادخواهدشد وهم اینکه اگر شرایط غیر عادلانه ای نیز وجودداشته باشد ازتیررس نقد افکار عمومی مصون نخواهد بود.
اینکه درجامعه ما این قدر تحمل فضای انتقادی کم شده ودهها روزنامه ونشریه وسایت وحتی وبلاگهای شخصی افراد مسدود می شود خود دلیل محکمی بر خطر وجود فضایی استبدادی می باشد .
ازباورمن هم وزارت ارشاد وهم قوه قضائیه باید صعه صدر داشته باشد وگرنه بااین بگیر وببندها نه تنها کاری ازپیش نخواهندبرد بلکه درمیان مدت هزینه های سرکوفت افکار عمومی را نیز پرداخت خواهندکرد.
البته ممکن است افرادی به فکر سوء استفاده باشند ودراین شرایط نیز باید با حضور هیات منصفه وباشنود ادله نویسندگان اقدام قانونی صورت پذیرد واینکه هرکه قدرت دستش است رسانه های خودرا حمایت ومنتقدین را مسدود نمایند یعنی تلویحا" به افکار عمومی می گویند" یا لال شوید ویا هر چه ما می گوییم منعکس نمایید " ودراین صورت  فضای ایجادشده درجامعه همان فضای استبداد خواهدبود.
حاکمیت اسلامی وظیفه دارد درمن شهروند اعتمادبه نفسی ایجادکند که بتوانم انتقاد خودرا به معضلات خود بیان نمایم  واینکه بدون اطلاع وتذکری حتی وبلاگهای شخصی افرادرا مسدود نمایند خودنشان از بی عدالتی مسلمی دارد که هرکه قدرت دارد قدرتمندترشود وهرکه ضعیف است بمیرد وازنگاه من چنین کارکردهای تنها فضا را برای رسانه های بیگانه فراهم خواهدآورد که گروهی را بفریبند که متاسفانه تاحدودی نیز موفق شده اند واین موفقیت رسانه بیگانه محصول دیکتاتوری درفضای رسانه داخلی وبالاخص اقدامات یکسویه رسانه  ملی می باشد.
چطور میشود وبلاگ من فرهنگی را که با لمس فضای غیرعادلانه شروع  به نوشتن کرده ام مسدود می کنند وازآن طرف آن خواهر محترم "همت ما وهمت آنها" چون نفوذی درفلان جادارد هرچه دلش خواست بیان می کند؟
آیا فکر واندیشه او ازمن بیشتراست ویاخون اورنگین تر؟!
البته من به نوشته های وی اعتراض ندارم وبرایش احترام قائلم ولی ازفضای گزینشی وسلیقه ای انتقاددارم که اگر می خواهید عدالت را رعایت نمایید باید قانون همه یاهیچ را مدنظر داشته باشید وگرنه حنایتان رنگی نخواهدداشت.